تبليغاتX
کاش میشد بغض را آواز کرد...
هنوزم خوشبخت ترین دختر دنیا خودمم، اما...
 

اينم براي فرشته خوب خودم...

 

زير اين گنبد نيلي،

                       زير اين چرخ كبود،

                                                         توي يك صحراي دور،

                                                                                          يه برج پير و كهنه بود...

يه روزي زير هجوم وحشي بارون و باد، از افق كبوتري تا برج كهنه پر گشود،

برج تنها سرپناه خستگي شد، مهربونيش مرحم شكستگي شد،

اما اين حادثه برج و كبوتر، قصه فاجعه دلبستگي شد.

اول قصمونو تو مي دوني، تو مي دونستي،

من نميتونم برم، تو ميتوني تو مي تونستي

باد و بارون كه تموم شد، اون پرنده پر كشيد،

التماس و اشتياق و ته چشم برج نديد.

عمر بارون، عمر خوشبختي برج كهنه بود

بعد از اون حتي تو خوابم اون پرنده رو نديد

اي پرنده من اي مسافر من

من همون پوسيده تنها نشينم

هجرت تو هرچه بود معراج تو بود

اما من اسير مرداب زمينم

راز پروازو فقط تو مي دوني تو مي دونستي

من نمي تونم برم تو مي توني تو مي تونستي

آخر قصمونو تو مي دوني تو مي دونستي

من نمي تونم برم تو مي توني تو مي تونستي...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

صادقانه جواب بدهید! پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود!

1.
به سمت خانه ی محبوبتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به محبوبتان انتخاب می کنید؟

2.
در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟

3.
سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز می کند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟

4.
به سمت اتاق محبوبتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟

5.
بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و محبوبتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟

6.
حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟

و اما جواب ها.....

1.
راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.

2.
شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید
.

3.
این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید
.

4.
محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن محبوبتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید
.

5.
این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت محبوبتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند
.

6.
راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان می مانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

kasi dar bad mikhanad to ra ta oj mikhaham baraye naze cheshmanat che bi sabrane mimanam delam tangas to biyadat dar in ghorbat nemimanam to hasty dar vojode man to ra hargez nemiranam

کسی در باد می خواند تو را تا اوج میخواهم

برای ناز چشمانت چه بی صبرانه میمانم

       دلم تنگ است و به یادت در این غربت نمی مانم

تو هستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم 

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

بي تو به شاخه اي خشک مي مانم

          به تکدرختي بي بار در کويري تشنه ،

بي تو به ترانه اي مي مانم که

                      بر لب هيچکس نمي نشيند...

+ نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

دخترا مثل... -->

 

مثل آفتاب پرست هر روز خدا يه رنگن

مثل موز زود ميگندن

 

مثل كنتر برق هر چند وقت يك بار سنشون صفر ميشه

 

مثل قبض موبايل من هميشه سرسام آور

 

مثل پشه اعصاب خوردن ولي مردني

 

مثل طوطي شيرين زبان ولي پرو

 

مثل الاق مقرور

 

مثل ليمو شيرين اول شيرين بد تلخ

 

مثل عنكبوت به دام ميندازند

 

مثل سگ پاچه ميگيرند

 

"دوست عزيز به جون خودت نخواستم به كسي دشنام بگم اینا فقط یه شوخیه"

 

 

 

 

 

پسرا مثل ...-->  

مثل كپك خجالتي ( خير سرشون )

مثل آناناس موندني

مثل شير قوي ( بي خيال )

مثل هيولا وحشتناك

مثل گاو پر سرو صدا

مثل عقاب تيز

مثل گربه نمك نشناس ( واقعا )

مثل مارمولك بيريخت ( البته بعضي هاشون )

مثل pat o mat خنگ ( بعضي هاشون )

مثل سگ هار

مثل مورچه زحمت كش

مثل خرگوش باهوش ( %2 شون )

مثل طاوس زيبا یه تعداد خیلی محدودشون )

 

 "دوست عزيز به جون خودت نخواستم به كسي دشنام بگم اینا فقط یه شوخیه"

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

مردا مثل چی هستند ...؟
 
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

 

به یه بنده خدایی میگن: میخوای سحر صدات کنیم؟؟؟

میگه: نه بالام جان همون غضنفر خوبه...!

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

بی تو زورق چشمانم در نگاه تو جرات حرکت ندارد

بی تو فلک سر به گریبان ست

بی تو قناری ندارد نای پریدن و حوصله ترنمش نیست

بی تو پرسش ها بی جواب می ماند

بی تو عاشقان مغموم در گوشه ای نشسته و می بارند

بی تو نسترن ها و اقاقی ها پژمرده اند و طراوتی نمی خواهند

بی تو شمار ستارگان هم رو به زوال ست و دیگر حود نمایی نیست در میانشان

بی تو ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

 

تقدیم به آنکه قلبش به وسعت دریا ها به پاکی آسمان،و به زلالی آب است...

تقديم به فرشته من...!

 

 

نفسم را میکنم در سینه حبس

و به یاد آنچه مانده، آنچه هست                                                     

آه می کشم و می دهم برون

 شاد می شوم و می گردم مست

عشق من نسیم بود، رفت و نماند

او مرا به مرز ویرانی کشاند

و تو آمدی که ترمیمم کنی                      

و به جز همین نفس چیزی نمامد...!                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

.......و چشمانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدم است                                                            

هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد.

و آغوشت

اندک جایی برای زیستن                                                                                          

و گریز از شهر

که با هزار انگشت                                                                

به وقاحت         

پاکی آسمان را متهم می کند.

 

کوه با نخستین سنگها آغاز می شود

و انسان با نخستین درد-

در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد

 love is wide ocean that joins two shores 

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

 love is something silent , but it can be louder than onything when it talks

 عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

 love is when you find yourself spending every wish on him

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

 love is like a flower which blossoms whit trust

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد 

 love is like a flower which blossoms whit trust

عشق يعني ترس از دست دادن تو 

 love is afraid of losing you

 پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

no matter what the question is love is the answer

 وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست 

 when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough

عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد    

llove is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and  used and we will die without it   

عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد   

 l.love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times  

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

ضرب المثلهاي توپ :

 چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....

ديگ به ديگ چيزي نمي گه....

 شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....

گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....

صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....

 جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....

عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....

 کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....

 آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....

 پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه...

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط پریسا  | 

از امروز هر هفته یک فال و یا طالع بینی جدید و جالب به وب سایت اضافه خواهد شد!

+ نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

دوستان گلم سلام

امیدوارم که تا اینجا از وب لاگ من خوشتون اومده باشه

 من میخواستم این وب لاگ رو مخصوص کلیپ های تصویری که با شعرای خودم ساختم بذارم

اما تصمیم گرفتم کاری کنم که تو این وب لاگ هرچی بخواین پیدا بشه

شعر های خودم عکس. مطالب خواندنی. طنز های جالب. مطالب علمی. متن های ریبای عاشقانه.  جدید ترین و داغ ترین خبر های روز. خبر هایی از دنیای فوتبال. و .....

و هرچیزی که شما بخواین. به شرطی که توی قسمت نظرات هر چیزی که میخواید توی وب لاگ باشه  به من بگید تا من در اختیارتون بذارم

ممنونم

منتظر نظرات و پیشنهادات قشنگ شما هستم

+ نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط پریسا  | 

 

tnt-100

























free search engine submission
hit counter