روانشناسی رنگها
برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده
قرمز: خوش قلب اما خود پرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
این گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است. قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جویا شدن علت می جنگند. دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند
صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید
دیگران را خوب درك می كنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می كنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتكار،
رنگ آبی از رنگهایی است كه طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، كاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را كنتر ل كنید.
ظاهر آرام شما دیگران را وادار می كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید. در خرید و پوشش لباس قناعت می كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.ارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!
قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وكمی فیلسوف مآب هستید. به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن كه كمتر تصمیم می گیرید اما هر بار كه تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید. شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.
خاكستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. كسانی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به این رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می كنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركیبی و آنهایی كه این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.
نفوذ در این گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نیستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد این دسته با كسی كه خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.
فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.
سیاه: خوش ذوقی و ظرافت
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن كه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه كمكی به آنها دریغ نمی كنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید
یک نکته ی رنگی
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می كند به دلیل آن كه خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض كنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.
زیبایی در عین سادگی
شب عروسی علی(ع) و فاطمه(س)
در مسجد مدینه، جشنی برپا میباشد، و هیاهوی زنان و قیل و قال کودکان، در همه جا شنیده می شود.
پیامبر بر پای می ایستد و خطبه میخواند:
-...خداوند به من امر فرموده، تا فاطمه را به ازدواج علی در آورم. شما را گواهی میگیرم که من، فاطمه را به ازدواج علی در می آورم در برابر چهارصد مثقال نقره، اگر علی بدان رضایت داشته باشد، بر طبق سنت قائمه و فریضه واجبی...
ای علی! آیا راضی هستی؟
- آری یا رسول الله.
فرشتگان الهی به خروش در می آیند و شادی می کنند.
حاضرین در مجلس، روی به داماد می آورند و تهنیت و احسنت می گویند.
شیرینی جشن، مقداری خرما می باشد، که پیامبر در میان ظرفی روی دست در مقابل میهمانان میگیرد و میگوید:
- بردارید!
میهمانان برمیدارند و پراکنده می شوند.
جهاز فاطمه آماده میشود:
پیراهنی که به قیمت هفت درهم خریداری شده است.
چارقدی به قیمت چهار درهم.
قطیفه ای به رنگ مشکی که بافته شده در منطقه خیبر است.
تختخوابی بافته شده از برگ خرما.
دو تشک که آستری آن از کتان سبز است. یکی را با لیف خرما، پر کرده اند و دیگری را از پشم گوسفند.
چهار بالش که از کاه مکّی(گیاه بوریا) پر شده است.
پرده ای از جنس پشم.
قدحی چوبین.
کاسه ای گود، برای دوشیدن شیر.
مشکی برای آب، آفتابه ای، سبویی و چند کوزه گِلی.
فاطمه مدتی را در خانه پدر میماند تا روزی که قرارش گذاشته شده است فرا برسد و او به خانه شوی برود.
در روز موعود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار، به فرمان پیامبر اجتماع میکنند.
تا در راه شادمانی کنند و هلهله سر دهند.
چند زن در پیشاپیش مرکب عروس حرکت میکنند و شعر میخوانند:
- بروید ای هو و های من به یاری خدای متعال.
و سپاس گویید خدا را در همه حال.
به یاد آورید که خدای بزرگ بر ما منت نهاد
و از بلاها و از آفت ها نجات داد.
کافر بودیم، راهنماییمان کرد.
فرسوده بودیم، توانایمان فرمود.
و بروید.
بروید؛
همراه بهترین زنان.
که فدای او باد همه خویشان و کسان.
ای دختر کسی که خدای جهان، برتری داد او را بر دیگران!
به پیامبری و وحی از آسمان!
سلام.
ببخشید که انقدر دیر آپ کردم.![]()
از امروز یه موضوع جدید به موضوعات وب اضافه شد. ( داستان و ضرب المثل)
دو روز پیش رفتم سر کتابخونم تا شاید یه چیز خیلی جالب پیدا کنم که بذارم تو وب. چون وقت نمیشد از جای دیگه ای چیزی بیارم.
که یهو یه کتاب دیدم که همش در مورد هر ضرب المثل هست و داستانی که باعث شده اون به وجود بیاد.
امروز یکی از داستاناشو انتخاب کردم و براتون تایپش کردم:
از آن روز بود که...
سایه تان از سر ما کم نشود
در قرن ششم قبل از میلاد در یونان فیلسوفی زندگی میکرد که رفتارش کمی غیر عادی بود. اسم این فیلسوف << دیوجانس>> بود. او با سر و پای برهنه و موهای ژولیده پیش مردم ظاهر میشد.
بیشتر ساعات روز را هم از هیاهوی شهر دور میشد. آنوقت زیر آفتاب دراز میکشید و در سکوت به تفکر می پرداخت.
محل زندگی او هم کمی غیر عادی بود. او در رواق یک معبد زندگی میکرد. و از مال دنیا چیزی جز یک کاسه چوبین نداشت. او از این کاسه برای خوردن آب استفاده میکرد. اما یک اتفاق ساده باعث شد که کاسه چوبینش را هم دور بیندازد:
دیوجانس یک روز کودکی را کنار رودخانه دید. کودک دو دستش را پر از آب کرد و آنرا نوشید.
دیوجانس که این منظره را دید، کاسه چوبینش را دور انداخت و گفت: << این هم زیادیست، میتوان مانند این کودک با کمک دستها هم آب خورد>>
دیوجانس به مردم بی اعتنا بود و هیچیک از قوانین اجتماعی را رعایت نمیکرد. همین بی اعتنایی و بی ملاحظه حرف زدن باعث شد که مردم او را از شهر تبعید کنند. به عبارت دیگر مردم او را وادار کردند که دور از شهر زندگی کند.
اما مگر برای دیوجانس اهمیت داشت؟! هرگز!
از آن به بعد دیوجانس آغوش طبیعت را به همنشینی با مردم ترجیح داد و <<خم نشین>> شد. یعنی خمره ای بزرگ، محل زندگی او شد.
یک روز مردی از کنار او گذشت و با خنده گفت: <<دیوجانس! دیدی بالاخره هم شهری هایت تو را از زادگاهت بیرون کردند؟>>
دیوجانس خیلی جدی جواب داد:
<<نه، اینطور نیست، من آنها را در شهر گذاشتم!>>
در همین دوران که دیوجانس دور از شهر و در یک خمره زندگی میکرد، <<اسکندر مقدونی>> شهری را که دیوجانس از آن تبعید شده بود را به تصرف خود درآورد.
بعد از فتح شهر، اسکندر تصمیم گرفت به دیدار دیوجانس برود. آخر دیوجانس به خاطر روش زندگی و طرز تفکرش بسیار معروف شده بود.
برای همین اسکندر با شکوه و تشریفات خاص به طرف محل زندگی او براه افتاد.
آن روز دیوجانس کنار خمره اش دراز کشیده و از آفتاب دلپذیر لذت میبرد. اسکندر که به او رسید با حیرت نگاهش کرد. به نظرش آمد که او یک آدم بی سر و پا و بی ارزش است. برای همین پایش را محکم به او زد و گفت: - بلند شو که شهر تورا فتح کردم.
دیوجانس دز حالی که از یک پهلو به پهلوی دیگر می غلتید گفت: - فتح شهر ها عادت پادشاهان است و لگد زدن کار خران!
اسکندر از این جواب عصبانی شد و گفت: مگر مرا نمیشناسی؟!
دیوجانس با خونسردی جواب داد و گفت: - میشناسم ولی از آنجایی که تو بنده ای از بندگان من هستی ادای احترام را ضروری نمیدانم.
راستش اسکندر چیزی از جواب دیوجانس نفهمید. اما خواست که او بیشتر توضیح بدهد. دیوجانس گفت: تو بنده حرص و طمع و جاه و مقام هستی. در حالی که من این خواهش های نفسانی را بنده خود ساخته ام.
اسکندر از شنیدن این حرف شرمنده شد و سرش را به زیر انداخت و به فکر فرو رفت. مدت کوتاهی که گذشت گفت: - دیوجانس! از من چیزی بخواه و بدان که هرچه بخواهی به تو میدهم.
آن موقع که اسکندر اسکندر این حرفها را میزد دیوجانس همچنان دراز کشیده بود. اما اسکندر جلوی او ایستاده بود و نمی گذاشت که آفتاب گرم و دلپذیر بر او بتابد.
برای همین دیوجانس با عصبانیت گفت: - میخواهم که سایه ات را از سرم کم کنی.
این جمله به ظاهر ساده آنقدر اسکندر را تحت تاثیر قرار داد که بی اختیار گفت: - اگر اسکندر نبودم دلم میخواست به جای دیوجانس باشم.
حرف دیوجانس نه تنها اسکندر را تحت تاثیر قرار داد بلکه از آن به بعد ضرب المثل شد.
البته دیوجانس میخواست سایه مردم حتی اسکندر مقدونی از سرش کم شود. اما مردم روزگار ما به سایه یکدیگر احتیاج دارند.
به همین دلیل است که وقتی میخواهند برای آشنایی آرزوی طول عمر کنند به او میگویند:
- خدا سایه تورا از سر ما کم نکند.
سلام دوستاي گلم. عيدتون مبارک...![]()

![]()
آری...
تا شقایق هست زندگی باید کرد...

۱- الف
۲-الف
۳-ب
۴-پ
۵-پ
۶-الف
۷-ب
۸-ت
۱-تصور کنید که دنیا دارد به لحظه پایانی خود می رسد.اگر بتوانید یک گونه حیوان را نجات دهید کدام را انتخاب می کنید؟
الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) آهو
ت) اسب
۲-تصور کنید در آفریقا با قبیله ای برخورد می کنید که از شما می خواهند حیوانی به عنوان سوغات با خود ببرید. کدام را انتخاب می کنید؟
الف) میمون
ب) شیر
پ) مار
ت) زرافه
۳-تصور کنید اشتباهی از شما سر زده و باید به شکل حیوانی در بیایید. کدام را ترجیح می دهید؟
الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار
۴-اگر چنان قدرتی داشتید که یک گونه حیوانی را برای همیشه از روی زمین بردارید چه حیوانی خواهد بود؟
الف) شیر
ب) مار
پ) کروکودیل
ت) کوسه
۵-تصور کنید روزی به حیوانی میرسید که می تواند با انسان حرف بزند. ترجیح می دهید چه حیوانی باشد؟
الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده
۶-تصور کنید در جزیره متروکی گرفتار شده اید و فقط می توانید یک دوست داشته باشید.کدام را انتخاب می کنید؟
الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده
۷-اگر آنقدر قدرت داشتید که می توانستید هر حیوانی را رام کنید دوست داشتید کدام یک حیوان خانگی شما باشد؟
الف) دایناسور
ب) ببر سفید
پ) خرس قطبی
ت) پلنگ
۸-اگر می توانستید برای ۵دقیقه به حیوانی تبدیل شوید کدام را ترجیح می دهید؟
الف) شیر
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر
پاسخ تست
۱- در زندگی واقعی جذب افرادی می شوید که:
الف) آنها که شخصیت دوگانه دارند.مثل افرادی که در ظاهر بسیار سرد و در باطن یک گلوله آتیش هستند.
ب) به آنهایی که مطیع و مهربان هستند.
پ) به آنهایی که باوقار و خوش مشرب هستند.
ت) به آنهایی که بی قید و بند هستند و پایبند چیزی نیستند.
۲- در ابراز عشق در برابر رفتارهای زیر نمی توانید مقاومت از خود نشان دهید:
الف) خلاقیت که هیچ وقت احساس یکنواختی و خستگی به شما دست ندهد.
ب) رک گویی و اینکه فقط به شما بگوید دوستت دارم.
پ) نوسانات خلقی؛به عشق گرما و سرما می بخشد.
ت) صبر و حوصله ؛هرگز تسلیم نمی شود.
۳- دوست دارید تاثیری با ویژگی های زیر روی همسرتان داشته باشید؛
الف) وفادار و صدیق
ب) به روز
پ) خوش بین
ت) قابل انعطاف
۴- کدام ویژگی هسرتان می تواند رابطه شما را خدشه دار کند؟
الف) غرور و تکبر و رفتار دیکتاتور منشانه
ب) احساساتی بودن یا دمدی مزاج بودن او و اینکه ندانید چطور او را خشنود سازید.
پ) سنگدلی بی رحمی کنایه گویی
ت) احساس ناامنی.
۵- دوست دارید با نامزد یا همسرتان چه رابطه ای برقرار کنید؟
الف) سنتی طوری که بدون گفتن حرفی او بداند چه می خواهید و با قلبتان با هم ارتباط برقرار کنید.
ب) هر دو نفرتان بتوانید به راحتی درباره همه چیز با هم حرف بزنید و رازی نداشته باشید.
پ) رابطه گرمی که به شما احساس گرمابخشی بدهد و همیشه عاشق باشید.
ت) شما نه تنها به رابطه کنونی بلکه به آینده رابطه تان اهمیت می دهید یعنی رابطه بلند مدتی که بتوانید در آن رشد کنید.
۶- آیا به روابط نادرست دامن می زنید؟
الف) شما به اجتماع و اخلاقیات اهمیت می دهید به همین دلیل پیش از ازدواج با کسی ارتباطی برقرار نمی کنید.
ب) شما نمی توانید در برابر میل و هوس خود مقاومت کنید
پ) شما فرد صبوری هستید به همین دلیل تلاش می کنید که هیچ کار نادرستی از شما سر نزند.
ت) شما هرگز می تونید فرد با ثباتی باشید در واقع شما مناسب ازدواج نیستید و نمی خواهید زیر بار تعهد بروید.
۷- نظر شما در مورد ازدواج این است؛
الف) شما نسبت به ازدواج کاملا بدبین هستید و باور دارید که این روزهادیگر ازدواج شاد وجود ندارد.
ب) به نظر شما ازدواج مقدس است و پس از ازدواج به آن اهمیت داده برای همسرتان ارزش فراوانی قائلید.
پ) شما از ازدواج می ترسید چون به نظرتان آزادیتان را از دست می دهید.
ت) شما همیشه خواستار ازدواج بودید اما در واقع نمی دانید ازدواج چیست.
۸- در حال حاضر نظرتان درباره عشق این است:
الف) شما همیشه تشنه عشق هستید می توانید هر کاری برایش انجام دهید اما به راحتی عاشق نمی شوید.
ب) شما کاملا" فردی خوددار هستید بر این باور هستید که عشق چیزی است که هر وقت بخواهید می توانید آن را به دست بیاورید یا از دست آن خلاص شوید.
پ) شما نمی خواهید در رابطه ای ماندنی گرفتار بشوید فقط می خواهید با افراد جنس مخالف وقت بگذرانید.
ت) شما عشق را تعهدی دو طرفه می دانید.

سلام
ببخشید که این روزا خیلی کمتر از قبل آپ میکنم.
به خدا وقتی ندارم.
ولی تا اونجایی که بتونم سر میزنم.
بچه ها
میدونین فرشته من الان حدودا دو سه هفته هست که یه بارم بهم سر نزده...
کسی که روزی سه چهار بار به دیدنم میومد...
دلم خیلی گرفته
فکر میکردم فرشته ها مث آدما آدمو تنها نمیذارن ولی...
اون منو تنها نذاشته
ولی میدونم که احساس کرده الان دیگه خیلی مث قبل بهش احتیاج ندارم
آخه میدونین؟ فرشته ها میرن سراغ آدمایی که راه زندگیشونو گم کردن و دیگه خوشبخت نیستن...
اون دوباره منو به احساس خوشبختی که قبلا داشتم برگردوند و رفت سراغ بقیه آدمای دیگه ای که الان خیلی بیشتر از من بهش احتیاج دارن.
چهقدر دلم براش تنگ شده...
میدونم... بعضی هاتون ممکنه به حرفام بخندین... ولی بعضیای دیگتون که احتمالا قبلا فرشته ای داشتین یا الان دارین خوب میفهمین که چی میگم. از کجا معلوم؟ شاید الان فرشته من به سراغ یکی از شماها اومده باشه...
راستی:
. من نمیدونم چه مطلبی باید بذارم. لطفا خودتون نظر بدیدو بگین که چی بذارم...
أ. مرسی
![]()

کریسمس رو که یادم رفته بگم
اما حالا میگم آغاز سال میلادی ۲۰۰۷ مبارک.
آیا میدانید؟؟؟
چرا بعضی از مردم موهای صاف و بعضی، موهای مجعد دارند؟
حدود 000/100 تا 000/200 تار مو در سر انسان وجود دارد که از حفره کوچکی در پوست، بیرون آمده و رشد می کند.
این حفره ها فولیکول نام دارد.
مو مانند خمیر دندان با فشار از این حفرم بیرون آمده و رشد می کند
شکل فولیکول باعث می شود که بعضی از موها صاف، بعضی مجعد، و موی بعضی ها فر گردد
مویی که از فولیکول های گرد بیرون می آید، گرد بوده و صاف است.
موهایی که از فولیکول های بیضی بیرون می آید، شکل بیضی داشته و موج دار هستند.
و از فولیکول های چهار گوش، موهای فردار بیرون می آید!

سلام... شب جمعتون بخیر!![]()
امروز وب لاگ من سه ماهه شد ![]()
حالا شما چی بهش هدیه میدین؟؟؟؟؟![]()

خودتان را از روی حرف اول نامتان بشناسید!!!
الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه روست.ملاحظه همه را می کند ، بـسیار خـونـگرم است و بـا هـمه زود صـمیمی مـی شود . در زندگـی مـحنت زیـاد می کشد و درعوض هر چه را طلب کند زود می یابد و مریضی های بسیار سخت، کمتر به سراغ او می آید.
ب : با محبت ، رفـیق باز و گاهی بسیار مغرور است . معمو لاً جیبش خالی است و چندان قدر مال دنیا را نمی داند . این افراد خوش قلب و و مهربان هستند.
ت : خـوش اخلاق و کـم خـواب است و هـر گاه مـرتکب گـناه می شود، سریعاً توبه مـی کند و اگر دل کسی را برنـجاند ، بـسیار نـگران مـی شود و در پـی آن است تـا دل آن را به دست آورد.
ث : ثابت قـدم و پـر اراده است و هـر کاری به او ارجـاع شود ، آن چـنان در آن کـار با ثبات و پشتکار جلو می رود که هـمگان را حـیرتزده مـی کند . خوش اخلاق و عـاقـل اسـت و همیشه در تصمیم گیریهایش عقل بر احساس می چربد.
ج :
خوش اخلاق و با محبت است. معمولا" این افراد یا سیاه چهره و قوی استخوان و یا سفید پوست و نازک اندام می باشند و همیشه با کارهایشان، دیگران را حیران می کنند.ح : خـوش اخـلاق و دسـت دلباز اسـت و همیشه حق را می گوید اما گاهی اوقات کینه ای می شود . بسیار راز نگه دار است.
خ : روشـن بین و با مـحبت و بسیار مقراراتی است . سعی می کند درآمدش زیاد شود ، اما موفق نمی شود . گاهی تنبلی به سراغ او می آید.
د : معتقد،متدین،بسیار با فکر،بشاش و شجاع است.نسبت به مال دنیا بی تـفاوت است در واقع ،قدر آن را اصـلاً نمی داند.بـا ایـن حال همیشه در ترقی است و پـلکان موفقیت را در هر کاری دو تا یکی بالا می رود .
ر : فردی است خوش اخلاق و در کارها میانه رو.هر چند گاهی اوقات بسیار عصبانی می شود.اگـر در هــمه زمـینه هـا،ایـمان خـود را حفظ کـند به هـر مقام و منزلتی کـه بخواهد می رسد.
ز(ذ): خوش اخلاق ، بـا محبت و خونگرم و درهر کاری بسیار مقرارتی است . با تکیه بر توانایی خود، می تـواند تجربه بزرگی از شکست ها را کسب کرده و با دیگـرش به راهش ادامه دهد.
س: پــر اسـتعداد و بـا ذوق و سـلیقـه اسـت و هــمیشه بــهتریـن اجـناس را انـتخـاب مـی کند. گاهی مـغرور و مـتکبر می شود. به خاطر استقامت و پشتکار در کارهایش همیشه پیش دوستان و آشناییان ، فردی پر هیبت به چشم می آید.
ش : مهربان و دلسوز دیگران است و به رغم آن که بسیار خـونگرم و صمیمی است، اما به شدت عصبی است و متاسفانه زبان تلخی دارد.در واقع هر چه در زندگی اش به ضرر برسد از دست و زبان خود می خورد و اگر بتواند زبان خود را نگه دارد، معمولاً از بلا محفوظ می ماند .
ص : حرف شنو ، اما بسیار دهن بین است . هر کسی حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور می کند. به همین دلیل این افراد ( در صورت مذکور بودن ) شوهران قابلی نمی شوند ، زیـرا همیشه با کوچکترین حرف دیگران ، زندگی را بر خود و خانواده اش تلخ می کند .
ض : خوش اخلاق،زیرک،دانا و عین حال گاهی کینه توز است. نگرانی خود را معمولاً بروز نمی دهد هر چند در کل ، فرد نگرانی است . در کارها بسیار دقیق است و هرگز از یاد خدا غافل نمی شود، به همین دلیل به محض انجام کار زشتی ، توبه می کند.
ط : پـاک و خوش اخلاق است و دوسـتان زیادی دارند معمولاً از انجام هیچ کاری برای آنها دریغ نمی کند . طینت پاکش باعث می شود تا دیگران به سادگی جذب او شوند و از او به عنوان یک دوست خوب یاد کنند.
ظ : فـردی اسـت که ظاهـر و باطنش یـکی اسـت . بـسیار خـشک و مـقرراتی است و همین امر بـاعث می شود که دیـگران پـشت سرش بـدگویی کنند . رفـیق باز است و دوست دارد به رغم مقرراتی بودن همیشه با دوستان خوش باشد و خوش بگذراند.
ع : بلند مرتبه، پر گذشت، خوش اخلاق ، بخشنده ، مقرراتی و گاهی بسیار خشک است. در دوستی با دیگران پاینده و ثابت قدم و نسبت به مسائل آنان،بسیار متعصب است . معمولاً اول زندگی اش سختی و رنـج بسیار می کشد ، اما به مرور به راحتی و رفاه می رسد.
غ : باگذشت ، مـقرراتی و مهربان است . به دلایل نامعلوم معمولاً در زندگی احساس نا امیدی می کند . بسیار فـکر مـی کـند و به گـذشته و آیـنده خـود بـیش از حـد لـزوم می اندیشد.
ف : گـاهی آتـشی مـزاج و تندخوست ، اما قـلبی رئـوف دارد و دلـش مـی خواهد کـار دیگران را راه بیندازد . در زندگی چند بار شکست می خورد ولـی در آیـنده به مـقام و منزلت خوبی می رسد.
ق : توانا ، لا استعداد ، زیرک و داناست . برای انجام هر کاری نقشه بسیار می کشد و بـسیار هم مـوفق می شود . هـم مـهربان است و هـم خوش اخـلاق . این افراد قـدر زندگی را نمی دانند.
ک : خوش اخلاق ، زیرک ، دانا ، خشک و مقرراتی است. متاسفانه گاهی زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب هستند . با یک کلمه حرف دیگران را از خود می رنجاند.
ل : خوش اخلاق است ، گاهی یکدنده و لـجباز می شود . بیشتر اوقات تنهایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد . با اینکه با مال دنیا ارتباطی دارد،همیشه در مورد مسائل اطـرافیان نـزدیک خود بسیـار مـتعصب اسـت و سـعی می کند کـار هـای آنـها را به هـر طریقی راه بیندازد.
م : خوش اخلاق، با محبت، خونگرم و نترس است . با این حال اطرافیان پشت سرش بد گویی و در او از او تـعریف و تمجید می کنند . خوش چهره است و چشمـان روشنی دارد . گاهی در کارهای خود کاهل است . زود عصبانی می شود و سریع هم خاموش می شود.
ن : خوش اخلاق ، است و گـاهی کینه توز و دمدمی مـزاج . گاهی اوقـات بسیار خوب است و گاهی اوقات مقرراتی و خـشک می شود . همچو یک قـاضی در زنـدگی عـمل می کند و در حقوق خود و دیگران به میزان و اعتدال بر خوردار می کند.
و : مهربان و صمیمی که همیشه به دیگران کمک می کند اما گاهی مـغرور می شود و به همن دلیل دیگران همیشه پشت سرش بد گویی می کنند. با این حال زندگی را همیشه زیبا می بیند و زندگی نیز به او لبخند می زند.
ه : گاهی جاه طلب است و به دیگران امر و نهی می کند. گاهی هم تند خو و آتـشی مـزاج است ، اما روی هم رفـته بسیار مـهربان و صـمیمی اسـت و بسـیار هـم خانواده دوست است.
ی : متفکر است و با هر کسی که درافتـد بر او غـالب می شود . دمدمی مـزاج است،
گاهی اوقات خوب و گاهی خشک و عصبی می شود.
بچه ها اول اسم من (پ) تو این فال نیست...![]()